این صفحه به‌طور خودکار ترجمه شده است. ممکن است برخی از عبارات نادرست باشند.

نمونه‌گیری موارد معمول در پژوهش کیفی

چه زمانی و چگونه از نمونه‌گیری موارد معمول به عنوان یک استراتژی نمونه‌گیری استفاده کنیم


برای مشاهده بهترین شیوه‌ها، به (مرور روش‌ها) ما مراجعه کنید.

تعریف نمونه‌گیری موارد معمول


نمونه‌گیری موارد معمول یک استراتژی نمونه‌گیری هدفمند است که در پژوهش‌های کیفی برای انتخاب شرکت‌کنندگان، موارد یا محیط‌هایی استفاده می‌شود که در یک زمینه خاص به طور متوسط یا معرف در نظر گرفته می‌شوند. این روش به جای هدف قرار دادن موارد افراطی یا تلاش برای تنوع گسترده، بر آنچه «عادی» است، آنچه «معمولاً اتفاق می‌افتد» تمرکز می‌کند، تا بتواند تجربیات رایج یا شیوه‌های استاندارد را توصیف کند.
این رویکرد به ویژه زمانی که منابع تحقیق محدود است، مفید می‌باشد. با تمرکز بر موارد معمول به جای موارد انحرافی یا نادر، محققان می‌توانند حجم کار مربوط به جمع‌آوری داده‌ها، رونویسی و کدگذاری را کاهش دهند و در عین حال بینش‌های معنادار و قابل اجرایی تولید کنند.
نمونه‌گیری موارد معمول برای تعمیم آماری به یک جمعیت گسترده‌تر در نظر گرفته نشده است. در عوض، به نشان دادن الگوها و پویایی‌هایی کمک می‌کند که به طور گسترده در یک گروه، محیط یا پدیده قابل تشخیص هستند. همانطور که پاتون Patton (2015)بیان می‌کند: "نمونه‌گیری موارد معمول: نشان دادن یا برجسته کردن آنچه معمول، عادی و متوسط است." این ویژگی این استراتژی را برای تحقیقات کاربردی ارزشمند می‌کند، جایی که یافته‌ها برای آگاه‌سازی عمل یا خط‌مشی‌ها در نظر گرفته شده‌اند.
برخلاف نمونه‌گیری با حداکثر تنوع (که هدف آن ثبت طیف گسترده‌ای از دیدگاه‌ها است) یا نمونه‌گیری موارد افراطی (که به عمد به دنبال تجربیات غیرمعمول یا پرت است)، نمونه‌گیری موارد معمول بر هنجار تمرکز دارد. زمانی که هدف پژوهش بیشتر توصیفی باشد تا اکتشافی - یعنی زمانی که هدف درک آن چیزی است که به طور معمول رخ می‌دهد، نه آنچه گهگاه اتفاق می‌افتد - استفاده از این روش بسیار مناسب است.


روند انتخاب


  1. تعریف معمول بودن: معیارهای روشنی برای آنچه که در زمینه پژوهشی شما به عنوان «معمول» واجد شرایط است، تعیین کنید. این مرحله ممکن است شامل موارد زیر باشد:
    • انجام مرور پیشینه تحقیق برای درک الگوهای رایج در زمینه شما.
    • مشورت با کارشناسان یا ذینفعان آشنا به محیط مطالعه.
    • استفاده از مشاهدات اولیه یا داده‌های جمعیتی برای پشتیبانی از معیارهای خود.
    • ایجاد چک‌لیستی از ویژگی‌هایی که نمایانگر مورد معمول است.
  2. انتخاب موارد: بر اساس معیارهای تعریف شده، به طور هدفمند شرکت‌کنندگان، سازمان‌ها یا سناریوهایی را انتخاب کنید که با آنچه معمول در نظر گرفته می‌شود همسو هستند. این امر ارتباط و ثبات را در نمونه شما تضمین می‌کند.
  3. مستندسازی منطق: به وضوح توضیح دهید که چرا هر مورد در رابطه با معمول بودنِ تعریف‌شده انتخاب شده است. مانند اکثر فرآیندهای تحقیق کیفی، استفاده از یادداشت‌برداری برای ثبت منطق شما به حفظ شفافیت کمک می‌کند و می‌تواند به عنوان بخشی از مسیر حسابرسی شما عمل کند.
  4. کدگذاری و تحلیل داده‌ها: داده‌های خود را با توجه به سؤالات تحقیق و ویژگی‌هایی که معمول بودن را تعریف می‌کنند، تجزیه و تحلیل کنید. پلتفرم QDAcity با ابزارهای بصری، قابلیت‌های کدگذاری و ویژگی‌های یادداشت‌برداری، از این مرحله پشتیبانی می‌کند و امکان مقایسه عمیق موارد را فراهم می‌سازد.
  5. مقایسه موارد: از جداول فراوانی کد QDAcity، ماتریس‌های هم‌رخدادی و ابزارهای بصری‌سازی برای شناسایی الگوهای مشترک در موارد خود استفاده کنید. این مرحله به تأیید معرف بودن نمونه شما کمک کرده و وضوح تفسیری را افزایش می‌دهد.
  6. تأمل در مورد انحرافات: در حین تحلیل، هرگونه انحراف یا یافته غیرمنتظره‌ای را که ممکن است مفروضات اولیه شما را در مورد آنچه معمول است به چالش بکشد، یادداشت کنید. این بینش‌ها می‌توانند درک شما را اصلاح کرده و منطق نمونه‌گیری شما را بهبود بخشند.
  7. پذیرش تکرار: نمونه‌گیری موارد معمول اغلب از یک رویکرد تکرارشونده سود می‌برد. با پیشرفت تحلیل شما، ممکن است تعریف شما از معمول بودن تکامل یابد. ممکن است متوجه شوید که برخی از موارد انتخاب‌شده اولیه کاملاً معیارها را برآورده نمی‌کنند یا برای تقویت یافته‌های شما به موارد اضافی نیاز است. تکرار تضمین می‌کند که تصمیمات نمونه‌گیری شما در طول فرآیند تحقیق مبتنی بر شواهد و از نظر زمینه‌ای مناسب باقی می‌مانند.


مزایا و محدودیت‌ها


مزایا

  • بهره‌وری منابع: ایده‌آل زمانی که محدودیت زمان یا بودجه، دامنه تحقیقات شما را محدود می‌کند.
  • ذهنیت‌گرایی بازخورد: اثربخشی نمونه‌گیری موارد معمول به کیفیت بازخورد دریافت‌شده بستگی دارد. همتایان ممکن است دیدگاه‌ها، سوگیری‌ها و تفاسیر متفاوتی داشته باشند که می‌تواند ذهنیت‌گرایی را وارد فرآیند گزارش‌گیری کند. پژوهشگران باید ضمن حفظ یکپارچگی تحقیقات خود، بازخورد همتایان را به طور انتقادی ارزیابی کرده و در نظر بگیرند.
  • فقدان استانداردسازی: رویکرد اسپال به نمونه‌گیری موارد معمول فاقد استانداردسازی است و این امر تکرار یا مقایسه مطالعات را چالش‌برانگیز می‌کند. نبود دستورالعمل‌ها و پروتکل‌های واضح ممکن است منجر به شیوه‌های متناقض و تغییرات احتمالی در کیفیت جلسات گزارش‌گیری شود.

محدودیت‌ها

  • تنوع محدود: ممکن است موارد مرزی یا صداهای اقلیت را که دیدگاه‌های انتقادی ارائه می‌دهند، حذف کند.
  • ذهنیت‌گرایی در معیارها: آنچه «معمول» است می‌تواند بین زمینه‌های مختلف بسیار متفاوت باشد و ممکن است تعریف عینی آن دشوار باشد.
  • قابل تعمیم نیست: نتایج تصویری (برای نشان دادن) هستند و از نظر آماری قابل تعمیم نیستند، هدف در اینجا عمق است نه وسعت. نوع تعمیم ممکن معمولاً با تعمیم نظری همخوانی بیشتری دارد.


نتیجه‌گیری در مورد نمونه‌گیری موارد معمول


نمونه‌گیری موارد معمول یک استراتژی مفید است زمانی که هدف تحقیق شما مستندسازی و درک شیوه‌ها یا تجربیات استاندارد است. این روش به ویژه برای مطالعات کیفی توصیفی که در آن‌ها ثبت ماهیتِ «آنچه معمولاً اتفاق می‌افتد» بینش معناداری ارائه می‌دهد، مناسب است. این استراتژی پژوهشگران را قادر می‌سازد تا یافته‌هایی را منتقل کنند که قابل دسترس بوده و بر زمینه‌های زندگی واقعی مبتنی هستند و در مقایسه با استراتژی‌های نمونه‌گیری تصادفی معمولاً می‌توانید از حجم نمونه کوچک‌تری استفاده کنید.
مانند هر استراتژی نمونه‌گیری دیگری، نمونه‌گیری موارد معمول باید به طور دقیق به عنوان بخش مهمی از مسیر حسابرسی (مسیر ممیزی) مستند شود. همچنین می‌توانید بحث در مورد استراتژی نمونه‌گیری خود را در یک جلسه بازخورد همتایان (بحث با همتایان) در نظر بگیرید.


آیا این صفحه مفید بود؟
ما از کوکی‌ها برای اهداف متعددی از جمله تحلیل و عملکرد، قابلیت‌ها و تبلیغات استفاده می‌کنیم. دربارهٔ نحوهٔ استفادهٔ QDAcity از کوکی‌ها بیشتر بدانید.
تحلیل‌ها:عملکرد:کاربردی: