«اعتبار» بر اساس پارادایم پژوهشی طبیعتگرایانه، یکی از چهار معیار کلیدی قابلیت اطمینان (قابلیت اعتماد) در پژوهش کیفی است. اعتبار به ارزش یافتهها در یک مطالعه کیفیِ نظریهپردازی اشاره دارد (Guba (1981)). از این رو، این مفهوم ارتباط نزدیکی با مفهوم عقلگرایانه روایی داخلی دارد. با این حال، در حالی که روایی داخلی، حقیقت یافتهها را به عنوان میزان قدرت استنتاجِ یک رابطه علّی میان دو سازه و غالباً در بافتی انتزاعی (مانند یک آزمایش آزمایشگاهی) تعیین میکند، معیار قابلیت اطمینان (قابلیت اعتماد) تحت عنوان اعتبار از پژوهشگران میخواهد تا ضمن حفظ موضعی کلنگرانه (تمامنگر)، از تاکتیکهایی استفاده کنند که اطمینان از باورپذیری نتایج را تضمین نماید.
اعتبار نباید به تنهایی و بهصورت مجزا دیده شود، بلکه باید در کنار سایر معیارهای قابلیت اطمینان در پژوهش کیفی در نظر گرفته شود. این معیارها شامل قابلیت اتکاپذیری (اتکاپذیری) (ثبات فرآیند و یافتههای پژوهش)، تأییدپذیری (تأییدپذیری) (عینیت و بیطرفی پژوهشگر)، و قابلیت انتقال (قابلیت انتقال) (کاربردپذیری و تعمیمپذیری یافتهها به سایر زمینهها) هستند.
راهکارهایی برای ارتقای اعتبار
چندجانبهنگری: چندجانبه نگری مستلزم استفاده از منابع داده، روشها و پژوهشگران متعدد برای بررسی پرسش پژوهش از زوایای گوناگون است. پژوهشگران با بهکارگیری این استراتژی میتوانند یافتههای خود را تأیید و تقویت کرده و خطر تفاسیر سوگیرانه یا دیدگاههای محدود را کاهش دهند. انواع چندجانبه نگری که باید مد نظر قرار گیرند عبارتاند از:
تعامل طولانیمدت (تعامل طولانیمدت) و مشاهده مداوم: صرف زمان طولانی در محیط پژوهش به پژوهشگران اجازه میدهد تا به درک عمیقتری از پدیده مورد مطالعه دست یابند. این تعامل طولانیمدت به ایجاد ارتباط صمیمانه با شرکتکنندگان، آشکارسازی جنبههای پنهان و ارتقای اعتبار یافتههای پژوهش کمک میکند.
بازبینی توسط اعضا (اعتباربخشی توسط شرکتکننده): مستلزم به اشتراکگذاری یافتهها با شرکتکنندگان برای اعتبارسنجی دقت و اصالت تفاسیر است. پژوهشگران با دریافت بازخورد از شرکتکنندگان میتوانند همخوانی و انطباق میان تفاسیر خود و تجربیات شرکتکنندگان را راستیآزمایی کرده و اعتبار پژوهش را ارتقا بخشند.
بازتابندگی (تأملپذیری): پژوهشگران با تأمل نقادانه بر سوگیریها، پیشفرضها و پندارهای پیشین خود که ممکن است بر فرآیند و یافتههای پژوهش تأثیر بگذارند، به بازتابندگی میپردازند. مستندسازی شفافِ این تأملات، اعتبار پژوهش را ارتقا داده و به خوانندگان اجازه میدهد تا تأثیر محتمل دیدگاه پژوهشگر را درک کنند.
توصیف عمیق (توصیف عمیق): ارائه توضیحات غنی و دقیق درباره زمینه پژوهش، شرکتکنندگان و یافتهها به خوانندگان کمک میکند تا فرایند پژوهش و تفسیرها را درک کنند. علاوه بر تقویت اعتبار مطالعه، چنین توضیحات جامعی به خوانندگان امکان میدهد تا قابلیت انتقال (قابلیت انتقال) و کاربردپذیری یافتهها را در زمینههای دیگر بسنجند.
بازخورد همتایان (بازخورد همتایان): پژوهشگران از همتایان یا سایر متخصصان این حوزه نظرخواهی میکنند تا فرآیند پژوهش، تحلیل دادهها و تفاسیر آنها را بررسی کرده و بازخورد نقادانه ارائه دهند. بازخورد همتایان (بازخورد همتایان) به شناسایی سوگیریهای محتمل، شکافها یا تبیینهای جایگزین کمک کرده و بدین ترتیب اعتبار یافتههای پژوهش را ارتقا میبخشد.
نتیجهگیری درباره اعتبار
اعتبار معیاری حیاتی برای برقراری قابلیت اطمینان (قابلیت اعتماد) در پژوهش کیفی است. پژوهشگران با اثبات دقت، اصالت و باورپذیری یافتههای پژوهش، اطمینان خود را افزایش داده، اعتماد شرکتکنندگان را جلب کرده و روایی کلی مطالعه را تقویت میکنند. پژوهشگران با بهکارگیری استراتژیهایی همچون چندجانبه نگری، تعامل طولانیمدت (تعامل طولانیمدت)، بازبینی توسط اعضا (اعتباربخشی توسط شرکتکننده)، بازتابندگی (تأملپذیری)، توصیف عمیق (توصیف عمیق) و بازخورد همتایان (بازخورد همتایان) میتوانند اعتبار پژوهش خود را ارتقا بخشند.
توجه به این نکته مهم است که اعتبار یک ویژگی ایستا نیست، بلکه فرآیندی مداوم است که در طول مسیر پژوهش نیازمند توجه مستمر است. پژوهشگران باید از سوگیریها، چالشها و محدودیتهای محتمل که ممکن است پیش آیند آگاه باشند و تدابیر مناسبی برای رفع آنها اتخاذ کنند. پژوهشگران با بهکارگیری این استراتژیها میتوانند دقت روششناختی و قابلیت اطمینان (قابلیت اعتماد) پژوهش کیفی خود را بهبود بخشند.
با این حال، اذعان به این نکته نیز حائز اهمیت است که دستیابی به اعتبار مطلق در پژوهش کیفی میتواند چالشبرانگیز باشد. ماهیت ذهنی کاوش کیفی و ماهیت تفسیری تحلیل دادهها، پیچیدگیها و محدودیتهای ذاتی را وارد فرآیند میسازد. پژوهشگران باید درباره محدودیتهای مطالعه خود شفاف باشند و هرگونه سوگیری محتمل یا تبیینهای جایگزین را به صراحت به بحث بگذارند.
در نتیجه، اعتبار نقشی تعیینکننده در برقراری قابلیت اطمینان (قابلیت اعتماد) در پژوهش کیفی ایفا میکند. استفاده از استراتژیهای گوناگون برای افزایش اعتبار، مانند چندجانبه نگری، تعامل طولانیمدت (تعامل طولانیمدت)، بازبینی توسط اعضا (اعتباربخشی توسط شرکتکننده)، بازتابندگی (تأملپذیری)، توصیف عمیق (توصیف عمیق) و بازخورد همتایان (بازخورد همتایان) برای پژوهشگران ضروری است. پژوهشگران با انجام این کار میتوانند دقت، اصالت و باورپذیری یافتههای خود را تقویت کرده و در نهایت به پیشرفت دانش در حوزههای مربوطه کمک کنند. با این حال، شناخت پیچیدگیها و محدودیتهای ذاتی پژوهش کیفی و مواجهه با اعتبار بهعنوان فرآیندی مداوم و بازتابی اهمیت زیادی دارد.